على زمانى قمشه اى
187
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
نگاهى فيلسوفانه به فلك دارد ، و آن را نحوهاى از وجود مىدانند و اين را پاسخ از پرسشى دانسته كه از او خواسته است با توجه به اينكه به قول شماها فلك جرمى غير عنصرى ، شفاف ، و بسيط دارد ، و نسبت همه اجزاء به همديگر يكساناند چرا منطقة البروج به همه جاى آن تعلق ندارد و مثلا بين معدل تا ميل اعظم قرار مىگيرد ؟ و همچنين ساير لوازم آن . صدرا در حقيقت صورت مسأله را پاك كرد و نحوه وجود فلك را آنگونه دانست كه نحوهء تشخّص در آفرينش آن اينگونه است كه مثلا بايد بين معدّل و ميل اعظم قرار گيرد و قطبهاى آن ، آنگونه باشد و . . . امروز مىدانيم اين سخنان بهطور كلى منسوخ شده و فلك كلى ، منطقه ، دايرهء معدل ، همه امور توهّمى و هيچ وجود منحاز و متشخّص آنگونه كه صدرا مىپنداشت ندارند ، و همچنين است اصل محدّد الجهات و براهين و اشكالات وارده بر آن و . . . استاد بزرگوار ما حضرت علّامه حسنزاده - مد ظله - با توجه كامل به فرمايش صدرا ذيل رساله قطب و منطقه سخنان سودمندى به كار آورده كه ماهيت فلك ، افلاك ، و هيئت بطليموسى را تا اندازه زيادى روشن مىكند ، كه ما در اينجا به گوشههايى از آن مىپردازيم . اثبات محدّد الجهات بدين سبب پيشآمده است كه اجسام ثقيل چون سنگ و گل مثلا بهسوى زمين - يعنى پايين - مىآيند ، و اجسام خفيف چون دود و بخار مثلا بهسوى آسمان - يعنى بالا - مىروند ، آيا زمين آنچه را كه از جنس خود او ثقيل است بهسوى خود مىكشد و آنچه را كه حفيف است به سمت مقابلش دفع مىكند ؟ و يا اينكه چون زمين هرچه را كه ثقيل است بهسوى خود مىكشد ، و لازمه اين جاذبه اين است كه قهرا اشياء حقيقت بهسوى بالا دفع